حاشیه های سفر رونالدو به ایران
کریستیانو رونالدو، ستاره فوتبال جهان همراه با تیم النصر عربستان روز دوشنبه ۲۷ شهریور با پروازی اختصاصی از ریاض به تهران آمد. این نخستین بار نیست که کشورمان میزبان تیم ها و بازیکنان خارجی رشته های ورزشی مختلف به خصوص فوتبال به عنوان محبوب ترین ورزش ً است. این موضوع هم، امری کامال مرسوم محسوب می شود. در جریان حضور رونالدو در ایران، حاشیه هایی رقم خورد که چندان عادی تلقی نشــد. ماجراهایی در حاشیه نحوه استقبال از یکی معروف ترین ستاره های فوتبال جهان. این حواشی و بحث و جدل ها پیرامون آن در فضای مجازی اما یک نقطه قوت و بسیار روشــن داشت که قابلیت سرمایه گذاری، برنامه ریزی و تقویت دارد.
یک استقبال و حواشی مجازی آن
درباره حواشی استقبال از النصر چهره های نام آشنای مختلفی در کشور، در فضای مجازی پست گذاشتند و توییت زدند. ادبیات نظرات برخی هم چنان که باید جذاب و درخور شأن یک ملت نبود. این افراد هیاهو، شوق و البته همهمه ای که پیرامون هتل محل اقامت تیم النصر بود تا هواداران، بازیکن محبوبشان را ببینند را بیش از آنکه نقد کنند با ادبیاتی نزدیک به تحقیر، تقبیح و تمسخر آن هم صرفا از ظن خود، تحلیل کردند. بخش ناراحت کننده این نظرات آنجا بود که رفتار مردم را در مواجهه با این میزبانی ورزشی طوری تفسیر می کردند که خواه ناخواه از کلمه کلمه متنی که نوشته بودند، عقب افتادگی، منزوی بودن، به روز نبودن و حتی تعبیرهای ناخوشایند دیگری به خواننده القا می شد. برخی هم به دنبال سوگیری سیاسی خود تلاش می کردند این رفتار را به دولت و دوره ای خاصی نســبت دهند. حال آنکه فرهنگ و رفتارهای اجتماعی، فرآیندی یک شبه یا حتی چندساله نیست. بلکه برای ّی باید در تاریخ کاوش کرد و به عقب تر برگشت. تا پیدا کردن ریشه یک رفتار مل عوامل پیدایش و موثر بر ماجرا را پیدا کرد.
این سرباز کوله به دوش!
مدیریت نکردن سلبریتی و آموزش ندیدن مردم در رفتار و مواجهه با سلبریتی ّی را تحت تاثیر قرار می اســت که اتفاقات ناخوشایندی رقم می زند و عزت مل دهد. شاید بپرسید، این توضیحات اما چه ارتباطی به آمدن کریستیانو رونالدو به ایران و حواشی استقبال از تیم النصر عربستان دارد؟ رونالدو بیش از آنکه یک سلبریتی باشد، سوپراستاری در عرصه فوتبال محسوب می شود. بازیکنی خوش تکنیک با کارنامه ورزشی درخشان که نه تنها در ایران که تمام دنیا، هواداران خود را دارد. در واقع فوتبال دوســتان حرفه ای در جهان یا طرفدار لیونل مسی هســتند یا رونالدو. در پیش آمدن حواشی استقبال اما آیا هواداران که به دیدن چهره مورد عالقه شان آمده اند، مقصرند؟ نه! باید آن ها را به دلیل این اشتیاق ســرزنش کرد یا مدام مذمتی کور که رونالدو هم یک انسان عادی است مثل خودتان و فقط یک ســتاره فوتبال! از این هواداری مگر خیری هم عاید شما ًمی شــود؟! و توضیح و پرسش هایی از این دست؟ مسلما خیر! حذف سلبریتی از جهان رســانه امروز، هدف نیســت اما مدیریت آن چرا. حاال بهتر می توان ماجرا را شــرح داد. بازیکن خوش تکنیکی به کشور می آید که از قضا شهرتی جهانی هم دارد، طبیعی است که «هوادارانش» برای دیدار با او صف بکشند و حق هم دارند. بدون شک اگر النصر بدون رونالدو به ایران می آمد، هیچ کدام از این ماجراها رقم نمی خورد. هیئتی فوتبالی به استقبال تیم می رفت و مانند ده ها دیدار مرسوم دیگر؛ تمام! پس آنچه رخ داد جدا از النصر و عربستان و پای محبوبیت یک فرد در میان بود. همان سلبریتی و سوپراستار فوتبالی.
هوادار را تنها گذاشتن، هنر نیست!
حالا که هوادار محق اســت، موضوع اینجاست که رفتار در استقبال و مواجهه با ســلبریتی محبوب چطور باید باشد؟ هواداران چقدر برای هواداری مطلوب و عزتمندانه آموزش دیده اند؟ رسانه ها یا افراد دارای موقعیت و تریبون که گاهی ً بعضا خودشــان به سلبریتی ســازی دامن می زنند و در چنین مواقعی قلم نقد به دســت می گیرند و عینک انتقاد به چشم می زنند چرا وقتی عملکردی در آموزش عمومی و تقویت فرهنگ اجتماعی در این زمینه، چنان که باید و شاید نداشته اند، هوادار را قضاوت می کنند؟ قرار نیست از رفتارهای اشتباه هواداران در این دیدار مثل آسیب زدن به در هتل یا هجوم به سالن انتظار و… دفاع کرد یا چشم روی شیطنت زننده در فضای مجازی مثل آگهی زننده درباره بازیکنان تیم حریف در فضای مجازی و تخلف این اپلیکیشن ها و صفحات مجازی برای حذف نکردن این صفحات بست و… موضوع، خالء آموزش و ابزارهای اجرایی و قانونی برای مدیریت بهتر این شرایط است.
وگرنه چه کاری آسان تر از صرفا نقد کردن و ابراز نگرانی برای جامعه. ما برای جامعه چه می کنیم؟ هوادار و هواداری را چقدر می شناسیم و از ظرفیت هایش برای رشد جامعه کمک می گیریم؟
غیاب رسانه به چشم آمد!
از طرفی دیگر، ماجرای واقعیت ها و شــایعاتی مبنی بر وارد شــدن ناگهانی مردم به هتل محل میزبانی و اقامــت بازیکنان النصر، باال رفتن عده ای از تپه برای دیدار، توییت و محتواهای جعلی و شیطنت آمیز فتوشاپی، دویدن دنبال اتوبوس بازیکنان تیم رقیب و رونالدو و… حاشــیه هایی اســت که شاید بتوان گفت در »غیاب حضور موثر رســانه» رخ داده اند. آمدن رونالدو، تجمع هواداران و شوق و ازدحــام جمعیت برای دیدن بازیکن محبوب، در تمام جهان یک امر بدیهی و قابل پیش بینی اســت. اول اینکه در کشورهای مختلف جهان هم صحنه های مشــابه آنچه در ایران رخ داد، وجود دارد. کشورهای مختلف جهان اما در مواقع مشــابه برنامه ای تعیین و مدیریت می کنند تا دیــدار خوب پیش برود. اینجا هم کافی بود، دو طرف مســیر عبور اتوبــوس فضایی منظم برای حضور مردم تدارک دیده شــود. مکث، فرصت و فضایی ایجاد می شــد که هواداران بتوانند بازیکن محبوبشان را از نزدیک ببینند. از طرفی مدیریت اینکه چه فیلم، فکت و تصاویری از اســتقبال و حواشی احتمالی دیدار هم بیرون بیاید، مهم است. نه با کنترل سخت یا سنگین کردن فضا برای هوادار بلکه آموزش از پیش. بلکه ارائه الگوی رفتاری. اینجاست که غیاب رسانه به چشم می آید. منظور رسانه رسمی و ملی است نه رسانه های فردی، گروهی و شبکه های اجتماعی
من اولین نفر باخبر شدم!
ما معمولا انتظار نداریم، رسانه در استقبال از النصر یا هیچ تیم دیگری، پوشش خبری از لحظه ورود و… داشته باشد. تاکنون مرسوم هم نبوده اما درباره ستاره های محبوب فوتبال جهان و اشتیاق عمومی، ماجرا کمی فرق می کند. اصلا نظام رسانه به این موضوع به چشم یک ظرفیت برای جذب مخاطب نگاه میکند. به جز تیم های محبوب استانی، کشورمان فقط دو تیم معروف با هوادارانی ملی دارد؛ استقالل و پرسپولیس. از طرفی همیشه هم قرار نیست تیم های خارجی که در چیدمان خود، بازیکنانی مانند مسی یا رونالدو دارند برای مسابقه بروند و بیایند. بنابراین شبکه ورزش یا برنامه های معروف ورزشی می توانستند با حضور به موقع و پوشش جذاب مراسم استقبال، هم حضور هواداران را مدیریت کنند هم مخاطبان بیشتری جذب کنند. این اتفاق اما چنان که باید نیفتاد. هواداران دو آتیشه که همیشه هرطور شده خودشان را به صحنه می رسانند را به خوبی میشد، مدیریت کرد. یکی از اصول تجربی خبرنگاری در چنین شرایطی می گوید که مردم، حوالی یک رویداد یا بحران تشنه ۲چیز هستند یا اولین نفری باشند که باخبر می شوند یا خودشان دست بکار شوند و روایت کنند.
وادار را نادیده نگیر!
شاید برخی کارشناسان رسانه بگویند که رونالدو نهایتا یک بازیکن فوتبال اســت، نباید بیش از حد به آن بها داد یا ماجرا را بزرگ کرد و… اما در پاســخ می توان گفت که با حضور شــبکه های اجتماعی و جهانی که هر روز سریع تر به سمت مولتی مدیاهای فوری و جذب مخاطب (جذب سرمایه) می رود و کاربر به ســرعت رسانه محبوب خودش را انتخاب می کند، هزینه این غیبت و نادیده گرفتن مخاطب، بالا نیست؟ اگر از جذابیت های ورزشی مورد علاقه مخاطب جا ماندیم با کدام دلیل، امیدوار خواهیم بود و می توانیم توقع داشــته باشیم که مخاطبی که سلیقه اش را ندیده ایم، همچنان برنامه ما را دنبال کند، دست کم مثل قبل؟! مخاطب، هوادار و سرمایه اجتماعی را نباید نادیده گرفت.
هوادار در نهایت شهروند جامعه است!
عامیانه و مرتبط با همین بحث اگر بخواهیم بگوییم این می شود که مثال در این ماجرا و موارد مشــابه، می توان طوری رفتار و هواداری کرد که معقول به نظر آید نه میزبانی که دســت و پایش را گم کرده اســت. نه قرار است از ســر تکبر و به تعبیر عامیانه از دماغ فیل افتاده به استقبال برویم نه عجول و خودکم بین ظاهر شــویم. درست است که هوادار محصول و ثمره شبکه های اجتماعی و رســانه های نسل جدید است اما رفتار و برخورد اجتماعی او نهایتا در قالب یک شــهروند به جامعه بر می گردد. روی آن اثر می گذارد و چهره ملی را تقویت یا مخدوش می کند. پس جامعه برای گرفتن بهترین نتیجه و مل دیدن رفتار مطلوب از او باید موضع خود را مشخص کند. هواداری و سلبریتی بلوغی بومی می خواهد

