باران محمدی متولد ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ در تهران ، بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون است . در حال حاضر مشغول تحصیل در سال ششم می باشد که فعالیت خود را از تلویزیون و با بازی در سریال یکی بود یکی نبود (فصل یک) به عنوان یکی از بازیگران اصلی در نقش توران به کارگردانی آقای شهرام قدیری شروع کرد و در حال حاضرمشغول بازی در کنسرت نمایش برگ خزون به کارگردانی سرکار خانم آوا توکلی می باشد.

درباره پروژه اخیر
در کنسرت نمایش برگ خزون ، نقش فرشته را بازی کردید . بزرگترین چالش شما برای همذاتپنداری با این کاراکتر چه بود؟
حسی که بهم میداد حس عجیبی بود . بزرگترین چالش برای من درک جهانبینی یک موجود فراانسانی و تجسمِ «معصومیت مطلق» و «کنترلِ توأم با مهربانی» او بود . باید حس کنجکاوی بیپایان ولی بیغرض فرشته را پیدا میکردم .
درباره فرآیند بازیگری (حرفهای و تکنیکال)
بازی در تئاتر که مخاطب زنده دارد را ترجیح میدهید یا بازی در سینما که امکان تصحیح وجود دارد ؟ تفاوت اصلی این دو رسانه از نگاه شما چیست ؟
من هردوی آنها را دوست دارم . زیرا هرکدام تجره ی جدیدی دارد .
به نظر من تفاوت اصلی در انرژیِ ارتباط مستقیم و زنده با تماشاگر است . در تئاتر، شما و مخاطب یک سفر کاملاً منحصربهفرد و غیرقابل تکرار را تجربه میکنید یک موجود زنده که هر شب شکل متفاوتی به خود میگیرد . در سینما ، دقت و جزئیات مهمتر است ، چون دوربین حتی کوچکترین لحظهها را ثبت میکند.
درباره انگیزهها و نگاه هنری (شخصیتر)
اولین جرقه علاقه به بازیگری در شما چه زمانی و چگونه زده شد؟
اولین جرقه ، از کودکی و با تقلید و خیالپردازیهای بیپایان زده شد. برای من این فرآیند بیشتر شبیه به کشف تدریجی یک زبان جدید برای بیان خودم بود. من عاشق تقلید کردن و اجرای نقشهای مختلف بودم . این تقلیدها گاهی از شخصیتهای کارتونهایی بود که تماشا میکردم ، و گاهی از اطرافیانم . برایم جذاب بود که چگونه میشد با تغییر صدا ، حالت چهره و حرکات بدن ، تبدیل به یک شخصیت کاملاً متفاوت شد . این بازیها ، اولین و بیریاترین تمرینهای بازیگری من بودند.
اگر قرار باشد یک نقش تاریخی یا یک شخصیت ادبی را بازی کنید ، کدامیک را انتخاب میکنید و چرا ؟
فروغ فرخزاد ، به خاطر تضاد بین آسیبپذیری عمیق و قدرت شاعرانه انقلابی او ؛ بازی کردن چنین شخصیتی هم چالش برانگیز است و هم عمیقاً الهامبخش . امیدوارم یک روز به این رویا برسم .
درباره آینده و دغدغهها
آیا رویای خاصی در حرفه بازیگری دارید که هنوز به آن نرسیدهاید ؟ (مثلاً همکاری با یک کارگردان خاص یا بازی در یک ژانر خاص)
بله، بدون شک . رویای اصلی من همکاری با کارگردانان بزرگ سینما است . دغدغههای عمیق انسانی و نگاه دقیق و پیچیدهای که به روابط آدمها دارند ، برای منِ بازیگر ، بالاترین سطح چالش و جذابیت را دارد . ایفای نقش در جهانی که آنها میسازند ، مثل حل یک معادله زیبای دراماتیک است.
به عنوان یک بازیگر ، بزرگترین دغدغه شما در فضای فعلی تئاتر / سینمای ایران چیست ؟
بزرگترین دغدغه من «محدودیت فضا برای ریسکپذیری و تجربههای خلاقانه جدید» است .
همیشه این نگرانی وجود دارد که مبادا محتوا و فرم به دلیل مسائل مختلف ، از جمله سختگیریهای غیرحرفهای ، به سمت کلیشه و تکرار پیش برود و فرصت برای شکوفایی ایدههای نو و بیان شخصی هنرمند کاهش یابد .
تعریف شما از یک “اجرای موفق” چیست ؟ رسیدن به حس رضایت درونی یا تأثیرگذاری روی مخاطب ؟
یک اجرای موفق وقتی است که صداقت درونی هنرمند با احساس و دریافت مخاطب پیوند بخورد . این دو مثل دو بال برای پرواز هستند ؛ اگر یکی ضعیف باشد ، اجرا هرگز به اوج نمیرسد . رضایت درونی مبنای کار است ، اما تأثیر روی مخاطب است که به آن معنا و جاودانگی میبخشد.



